تبليغاتX
جی جوک | مرجع جوک و اس ام اس در ایران
تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!!
حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن
اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرایش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!
نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!
همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)
از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن
همیشه می گویند من برات با ارزشم یا زندگیت !!
اگه دوسم داری گرون ترین عطرو برام بخر.
مثل عوارضی می مونند باید همیشه ازشون برگه عبور بگیری
(زنگ یا SMS بزن کجا میری با کی میری کی برمی گردی)
شعاره دخترها ! شما پسرها همتون مثله همین ایشششش !
اگه یه موجودیم باشه که ازش نفرت داشته باشن اونم Mr YahoO هستش!!!
نوشته شده توسط امیر حسین در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 |

ـ عشق از ديد حاج آقا :استغفر الله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
 (جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )

 ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه :  آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)

 ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق.. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
 (جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)

 ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
 ( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)

ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )

 ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست  (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)

ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)

ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه  دنيایی  ( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )

 ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )

ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"
 ( جمله ي عاشقانه: عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )

 ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم ...
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )

 ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )

 ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )

نوشته شده توسط امیر حسین در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 |

دویدم و دویدم به قلکم رسیدم رفتم اونو شکستم تا پول بیاد به دستم 

چیزی نبود تو قلک به جز یه سوسک کوچک سوسکه بگم چی کار کرد؟

ترسید و زود فرار کرد سوسکه خونش خراب شد دلم واسش کباب شد

دویدم و دویدم رفتم برای سوسکه قلک نو خردیدممممممممممم

نوشته شده توسط امیر حسین در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 |

پسرها
توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

دخترها
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو
ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 |

شش سال اوّل زندگی:

• گريه نکن
• شيطونی نکن
• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پی‌پی نکن
• مامانت رو اذيّت نکن
• روی ديوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پريز برق نکن
• دمپايی بابا رو پات نکن
• به خورشيد نگاه نکن
• شبها تو جات جيش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن
• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
• زير دامن دختر شمسی خانوم رو نگاه نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

۲- دوره ي دبستان:

• موقع رفتن به مدرسه دير نکن
• پات رو تو جاميزی نکن
• ورقهای دفترت رو پاره نکن
• مدادت رو تو دهنت نکن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
• تخته پاک‌کن رو خيس نکن
• حياط مدرسه رو کثيف نکن
• با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
• دست تو کيف بغل دستيت نکن
• تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن
• گچ رو پرت نکن
• تو راهرو سرو صدا نکن
• تو کلاس پچ‌پچ نکن
• ATARI بازی نکن

۳- دوره ي راهنمايی:

• ترقّه بازی نکن
• SEGA بازی نکن
• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
• موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
• تو کوچه فوتبال بازی نکن
• دست تو جيبت نکن
• با مامانت کل‌کل نکن
• تو کلاس صحبت نکن
• بعد از ظهر سروصدا نکن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
• اتاقت رو شلوغ نکن
• روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
• جرّ و بحث نکن

- دوره ي دبيرستان:

• با کامپيوتر بازی نکن
• تو حموم معطّل نکن
• تقلّب نکن
• با دوستات موتورسواری نکن
• عصرها دير نکن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
• با بابات دعوا نکن
• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
• تو خيابون دنبال دخترها نکن
• مردم‌آزاری نکن
• نصف شب سرو صدا نکن 
• چشم‌چرونی نکن

۵- دوره ي دانشگاه:

• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
• ۲۴ ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غيبت نکن
• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
• خيابون‌ها رو متر نکن
• تو سياست دخالت نکن
• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
• شب برای شام دير نکن
• با مأمور پليس کل‌کل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبايلت رو Reject نکن
• حذف پزشکی نکن
• آستين کوتاه تنت نکن
• همه رو دودره نکن

۶- دوره ي سربازی:

• موهات رو بلند نکن
• روت رو زياد نکن
• از اوامر سرپيچی نکن
• فرار نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• غيبت نکن
• به آينده فکر نکن
• درگيری ايجاد نکن
• به فرمانده بی‌احترامی نکن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
• با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
• اعتراض نکن
• از تلف شدن وقتت ناله نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن

۷- دوره ي شوهر بودن:

• با زنت شوخی نکن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
• به زنت خيانت نکن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
• به زنهای ديگه نگاه نکن
• موبايلت رو قايم نکن
• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
• پولت رو خرج دوستات نکن
• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
• غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
• ريسک نکن
• بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن

۸- دوره ي پدر بودن:

• بچّه رو تنبيه نکن
• به بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن
• به بچّه توهين نکن
• بچّه رو از بازی منع نکن
• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن
• با بچّه کل‌کل نکن
• بچّه رو محدود نکن
• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
• آزادی بچّه رو محدود نکن
• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن

۹- دوره ي پيری:

• برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن
• نوه‌هات رو لوس نکن
• با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن
• به خاطراتت فکر نکن
• پولت رو خرج نکن
• هوس جوونی نکن
• غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
• با زنت بی‌وفايی نکن
• از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن
• لباس شاد تنت نکن
• تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
• از گذشته ناله نکن
• به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
• به آينده فکر نکن

۱۰- دوره ي پس از مرگ !

• حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن...
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...بکن
• ...ولی فقط با روح شمسی خانوم کاری نکن !

نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 |

سر جلسه خواستگاری بعد از نیم ساعت سکوت!!

مادر داماد:ببخشین کبریت دارین؟؟

خانواده عروس:کبریت!کبریت برای چی؟؟

مادر داماد:والا پسرم میخواست سیگار بکشه.

خانواده عروس:پس داماد سیگاریه!!؟

مادر داماد:سیگاری که نه...والا مشروب خورده بعد از مشروب سیگار میچسبه.

خانواده عروس:پس الکلی هم هست؟؟!

مادر داماد:الکلی که نه...والا قمار بازی کرد باخت ! ما مشروب دادیم بهش یادش بره.

خانواده عروس:پس قمارم بازی میکنه؟؟!!!

مادر داماد:آره دوستاش تو زندان یادش دادن..

خانواده عروس:پس زندانم بوده...!

مادر داماد:زندان که نه...والا معتاد بود گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن..

خانواده عروس:معتادم بوده؟؟؟!!!

مادر داماد:آره معتاد بود بعد زنش لوش داد...

عروس:زنش؟!!!!!!!!!!!

نکته اخلاقی:قبل از خواستگاری رفتن کبریت همراه داشته باشین.(از ما گفتن بود از شما هم...)

نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 |

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمان خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه گضنفر را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان

آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست همین هفته پیش دوبار بارون اومد اولیش 4روز طول کشید و دومیش 3 روز.ولی این هفته دومییش بیشتر از اولیش طول کشید!!.

گضنفر جان،‌ آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشترنداره .‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌ گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم

نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 |

از غضنفر مي پرسن؟ چه طوري ترک شدي ؟مي گه: اولش تفريحي بود.

غضنفر تلويزيونو روشن مي کنه، مي بينه: هر ۶ کانال قرآن داره، تلويزيونو خاموش مي کنه،مي بوسه و مي ذاره رو تاقچه.

تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند.

تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

یه بنده خدایی میگه که :  من دو بار ازدواج کردم هر دو بار بد شانسی اوردم  همسر اولم ترکم کرد دومی ترکم نمیکنه

یه فلک زده هم میگه همسر من همیشه از دو تا چیز ناله میکنه  یکی اینکه لباس کافی برای پوشیدن نداره یکی اینکه جای کافی برای لباساش تو خونه نداره

یه بنده خدایی میگه  مردای متاهل دوتا ارزوی بزرگ دارن   یکی اینکه  پول برای خرید خونه داشته باشن دوم پول برای خرید ماشین واسه فرار کردن از خونه ( بابا منکه نمیگم اینجوری نگام میکنید)

يه روز يه لره مي ميره .براي سوال جواب 62 تافرشته ميان با لاي سرش !! 2 تا شون نکير و منکر بودن 60 تاي ديگه سوال ها رو تفهيم مي کردن به لره !!!

به لره ميگن 3 تا شخصيت لر نام ببر. ميگه : سوفيا لوره, لورل هاردي, هيتلر!

توی یه عروسی یکی داشته رقص هلیکپتری میزده لره جو می گیرش آرپیجی میزنه!

یک روز یه لره میره پیشه خدا میگه : خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه 1دفعه میبینه 1ترکه با قایق موتوری میاد کمکش !

یکی  مي ره و در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس ميخوام پنير بخورم

یکی توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

یکی داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!

يك هواپيما تو تبريز سقوط مي كنه تيم جستجو روز اول 400 جسد رو پيدا ميكنن , روز دوم 600 نفر رو پيدا ميكنن , روز سوم 1000 نفر رو پيدا ميكنن . خبر به تهران مي رسه از تهران بازرس ويژه مي فرستن براي بررسي , مي بينن كه هواپيما تو قبرستان سقوط كرده بوده

به تركه ميگن بچت حشيش مي‌كشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم مي‌كشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و تركه بهش ميگه اصغر حشيش مي‌كشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ تركه ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت!

نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 |

من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم...
والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان
۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم... به خانواده ما خوش اومدي!

نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد! ()

نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 |

با یاد سرخی گونه هات..
درخشـش چشمات ..
سوزاننـدگی لبـهات..
داغــی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک

تام کروز ، نيکلاس کيج ، جنيفر لوپز ، رابرت دنيرو ، ياني ، ديوويد کاپرفيلد ، آنتوني رابيز ، خود من و بقيه ي ستارگان جهان ازت خواهش ميکنيم چهارشنبه سوري مواظب خودت باشي

تنهاییم با تو، خوشبختیم با تو، مهربانیم با تو، سختی هایم با تو... چیپس جدید با تو!
مي دوني چقد دوستت دارم؟؟؟ به اندازه ي تمام موهاي سرت ضربدر تعداد نفس هايي كه تا آخر عمر مي كشي، ضربدر تمام ستاره هاي آسمون ضربدر صفر.
اگه شبا خوابت نمي بره
اگه يه چيزي هست که مدام سکوت شبانه تو به هم مي ريزه
اگه يه کسي مدام تو گوشت نجوا مي کنه
اگه کلافه ميشي از اين همه نجوا و بي خوابي هاي شبونه
خوب ميدوني مشکل چيه؟؟
باز پنجره رو واز گذاشتي ..پشه اومده تو اتاق

يه ترکه میخواسته بخوابه دوتا جا ميندازه، ميگن چرا دوتا جا انداختي، ميگه آخه دو شبه که نخوابيدم
بين من و تو اگه راه آهن باشه
##########
اگه يه عالمه کوه باشه
^^^^^^^^^^^
يا يه دنيا راه باشه
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
باز هم نميتونه بين ما فاصله بندازه چون تــــــو........ تو قلبمي
تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت....سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟
بمیرد آنکه غربت را بنا کرد
تورا از من، مرا از تو جدا کرد
عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي..
آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است که دل تو را بيقرار کرده است و نيمي ديگر آن محبتي است که در دل من مي تپد
چه بسيارند كساني كه به هنگام غروب ، از غصه ناپديد شدن آفتاب چنان مي گريند كه ريزش اشك ها مانع از ديدن ستارگان مي شود
مرگ هيجان انگيز ترين صحنه ي زندگي ماست كه هيچ گاه آن را براي ديگران تعريف نمي كنيم.

نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 |

دخترها: بعضي از اونا واقاً مي خونند حالا چي مي خونند خدا ميدونه ولي واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس سنتور , نقاشي , و با دوست پسر عزيزش برن عشق صفا به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست …( پيشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست پسر نداران و انگيزه اي براي دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه)نكته(دليل اينكه پسرا نميرن دانشگاه همين دختراس(البته از نوع سيريشش

و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه … يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مي بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خر ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي

نوشته شده توسط امیر حسین در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 |

از قصابي جبارخان به ليست مشتري‌ها:
خدمات جديد قصابي جبارخان. جهت خريد گوشت گاو شماره 1، جهت خريد گوشت گوسفند شماره 2، جهت خريد دمبه شماره 3 را
sms كنيد و سفارش خود را در منزل دريافت نماييد.
قصابي جبارخان، پيشگام در خدمات.

از رئيس بانك ملي به مشتركان: (ساعت 2 نصفه شب)
بانك ملي ايران ،‌ شما را به ادامه خوابتان دعوت مي‌نمايد. هر جا سخن از....

ببخشيد که مزاحمتون شدم ... من نمي خواستم اين خبر ناراحت کننده رو بدم اما سعي کن قوي باشي... نامرد ها بالاخره گيتار شماعي زاده رو بردن.

يه بچه ميمون از مامانش مي پرسه : مامان چرا من اينقدر زشتم؟
مامانش ميگه: پسرم برو خدا رو شکر کن که به شکل اوني که اين
sms رو ميخونه نشدي!

كشاورز پير در كنار گاو آهن فرسوده اش ايستاده بود و به مزرعه شخم نخورده اش مي نگريست و همچنان منتظر بود... چون گاوش داشت اس ام اس مي خوند. (نه اصلا منظورم شما نيستيد!!!)

دنيا را بدون خانمها تصور كنيد: بازارها خالي، پولها اضافه، خيابونها خلوت، مخابرات ورشكست شده، شيطون بيكار!

دستام خسته شدن، پاهام تاول زدن، از کمر افتادم، ديگه جون ندارم. دارم مي ميرم. اگه مي شه از اندي بپرس خوشگلا تا کي بايد برقصن؟

به نظر شما با وجود وضعيت بحراني دنيا و مشکلات فراوان و تصميم جديد شوراي نگهبان هنوز هم خوشگلا بايد برقصن؟

اين پيغام کاملا جديه. باور کنيد. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد يه توپ قلقلي داد.
اول راستش مي کنيم... بعد سرشو با تف خيس مي کنيم... بعد مي کنيم تو سوراخش! ما اينجور سوزن نخ مي کنيم شما چطور؟؟!!!

سلام،خوبي؟ يه لطفي به من ميکني؟ يه عکس تمام قد از خودت بگير برام سند کن. Ok?. آخه ميخوام ورق بازي کنم ولي جوکر گم شده

شايد فضانوردان در ماه ريده باشند

ديشب جمال رويت در ماه ديده بودم

اس ام اس ميزنم شايد تو باشي

خري گم کرده ام با بار کاشي

خودتو لوس نکن  اون گل تو نيستي

گلي گم کرده ام در باغ هستي

اگه عشق من تو نيستي خوب حتما يكي ديگست

مشترك گرامي دسترسي به اين sms امكان پذير نمي باشد.

نوشته شده توسط امیر حسین در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 |

يه روز به يه گوسفنده ميگن به چه سبكي دسشويي ميكني ميگه : سبك گروه آرين > دونه دونه دونه دونه دونه دونه

ترکه ميگن با ياماها جمله بساز ميگه فارسا خرن ياماها

فردي براي شفاي سر بي موي خود به امام زاده اي رفت و حاجتش بر آورده شد. فرياد زد "مردم! مردم! من شفا گرفتم! من مو در آوردم!" مردم به او هجوم آورده هر کدام شاخ مويي براي شفا از او کندند. مرد بيچاره بي مو تر از قبل به خانه برگشت!

سه تا موش ميرسن بهم شروع ميکنن به خالي بندي اولي ميه آره من تا حالا 10 بار از تو تله موش پنير در آوردم دومي ميگه اين که چيزي نيست من 40 بار درآوردم تازه هيچيمم نشده سومي داشته فکر ميکرده چي بگه يهو موبايلش زنگ ميزنه رو ميکنه به دوتاي ديگه ميگه بروبچ زنگ زدن گفتن همين الان يه گربه بلند کرديم پاشو بيا!!

ترکه سکه ميندازه صندوق صدقات سوارش ميشه

عزراعيل مياد سراغه ترکه . ترکه خودش را ميزنه به مردن

جوون ميده با تو بريم ماهي‌گيري، آخه هيچكس به اندازه تو كرم نداره!

يه روز تركه خودشا توي آينه مي بينه فكرش ميكنه يارو را كجا ديده يهو يادش مياد تو آرايشگاه ديدتش

يه روز يه گوش عروسي مي كنه كر ميشه

ترکه مي گوزه مي ميره رو قبرش مي نويسن بادي آمد و گلي پرپر شد.

ترکه خودش رو مي‌زده به سپرهاي ماشين مي گن چه کار ميکني مي‌گه ميخوام اوقاتم رو سپري کنم

به تركه ميگن با مايلي كهن جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم

يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما

یک نفر سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش مي‌سوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من خرم نميفهمم، كم‌كم داري فرار ميكني‌ها !...

پدر :پسرم اين گلها رو از كجا آوردي؟ از باغ همسايه چيدم ديگه همسايه ميدونه كه گلها رو چيدي؟ پس چي كه ميدونه, تا همين دم در. داشت دنبالم مي دويد

وزارت بهداشت در بيانيه اي اعلام كرد:بعلت شيوع آنفولانزاي مرغي به جاي مرغ ، خروس بخوريد

 

نوشته شده توسط امیر حسین در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 |

سلام، خوبي؟ ببين يه خواهشي ازت دارم. مي خوام اگه ميشه يه دو سه روزي بيام خونه ي شما بمونم. اين روزا انگار همه با من مشکل دارن. الان به يه دوست حقيقي نياز دارم... قربانت "عثامه بن لادن"

شايد باورت نشه، اما تورو به اندازه ي دوتا چشمام دوست دارم... از طرف موش كور!

عسل، جيگر، هلو، شيريني، طلا، نقره، روي، آهن قراضه، شيرآلات، سماور سوخته خريداريم!

ديروز منتظرت بودم، نيامدي، امروز مننتظرتم تا بيايي، و اگر نيايي، فردا چشم به راهت خواهم بود... چه سخته يبوست!

گر پسري کشته شود دختري ترشيده شود. گر پسران کشته شوند کل جهان ليته شود! گر بميرد دختري بر قبر او رويد گلي گر بميرند دختران دنيا گلستان مي شود!

اول شلوارتو در ميارم، بعد مي کشمت جلو، بعد بوست مي کنم، بعد پوشکتو عوض مي کنم.

همين الان CNN اعلام كرد كه: پايگاه اتمي بوشهر و اصفهان امشب ساعت 24 به طور كامل هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره، من اين توپ رو نداشتم....!؟

اين اس ام اس، وسط بازي ايران-مکزيک به دست ما رسيد:
پيروزي غرور آفرين پنج بر يک تيم ملي کشورمان را مقابل مکزيک پيشاپيش به شما دوستان تبريک عرض مي کنيم. (ستاد پيش بيني حوادث غير مترقبه)

اين اس ام اس هم به مناسبت جام جهانيه:
ايراني هاي عزيزي که از شکست تيم ملي ناراحت هستيد، اصلا غصه نخوريد. اولا آنگولا از پرتقال مي بازه. بعد پرتقال به مکزيک مي بازه و ما آنگولا رو شکست مي ديم. آنگولا مکزيک رو شکست مي ده و ... خلاصه من از همون اول که گيتار شماعي زاده رو گرفتن فهميدم امسال سال خوبي نيست و با اين چند وقته خوشگلا دارن مي رقصن ولي ... انرژي هسته اي حق مسلم ماست.

چند دسته آدم هستند که تنشون مي خاره!
اونايي که چشمک ميزنن ولي شماره نميدن
اونايي که شماره مي گيرن ولي زنگ نمي زنن
اونايي که حموم نمي رن
اونايي که اس ام اس خودت رو واسه خودت مي فرستن!

مي دوني LOVE مخفف چيه؟
L : لايق دوست داشتن بودن
O: اميد به آينده اي روشن
V: وفاداري در عشق
E: انرژي هسته اي حق مسلم ماست

و جديدترين جمله عاشقانه:
انرژي هسته‌اي من تويي!
اگر خواستي يه کسي ، عاشق هم نفسي ، عمرشو حيرونت کنه ، جونشو قربونت کنه ، جون مادرت رو ما يکي حساب نکن

دنيا ديگه مث تو نداره؛ نداره نميتونه بياره؛ ميدوني چرا؟ چون نسل دايناسورها منقرض شده!!

نوشته شده توسط امیر حسین در شنبه یازدهم خرداد 1387 |

يه روز يه تركه به خياطش ميگه اين پارچه رو مي گيري و 2 روزه كت و شلوارمو تحويل ميدي.فردا نيام بگي سوزن شيكست يا برق رفت يا نخ پاره شد... اصلا نمي خواد بدوزي پدر****بده به خودم . 

مردي رفيقش رو بعد از مدتها مي بينه و در مورد كار و بارش سئوال ميكنه.رفيقش بالكنت زبون جواب ميده: والله ما يييك كاكاكارخونه زديم ولي بعد از يكماه آآآتيش گرفت, و ههههمه اش سوخت.بعد رفتيم تو خخخريد بوبوبورس بعد از يه يه يه يه هفهفته ۵ ميليون توتوتومن ضضضرر كردم.مرد به رفيقش ميگه: با اينهمه ضرر خوبه كه سكته نكردي؟رفيقش جواب ميده: پپپس فكككر كردي دارم اااداي عمه ات رو دددر ميارم؟؟؟!!!!

بي بي ها هم روزي ني ني بودند که گذشت زمان موجب جابجايي نقطه هايشان شد.

تركه ميره سلموني، ميگه: جناب اين ريش مارو اصلاح كن. سلمونيه مي‌بينه طرف تركه، ميگه بگذار يكم سر كارش بگذاريم. بهش ميگه: ‌خشك بزنم يا تر؟ تركه ميگه: ‌يعني‌چي، چه فرقي ميكنه؟ ميگه: ببين، اونايي كه وقتي بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمي‌زنند، ولي اونايي كه سابقشون پاكه خشك مي‌زنند. تركه بهش برمي‌خوره،‌ ميگه: يعني چي آقا؟! معلومه كه بايد خشك بزني! يارو هم شروع ميكنه همينجور خشك خشك ريش بدبخت رو تراشيدن. يكم كه ميزنه، تركه دهنش سرويس ميشه، ميگه: وايسا، وايسا! يه چيزايي داره يادم مياد .

ترکه تو w.c غش ميکنه وقتي به هوش مياد ميگه من کيم،اينجا کجاست، کي منو ريده!!!

يه روز يه خانم زبونش ميگيرفته  ميره ميوه فروشي به فروشنده مي گه اقا ببخشيد بي دحمت نيم کيلو لا لنگي بدين...فروشنده هم رو شو مي کنه به شاگردش ميگه اوهوييييي حسني نيم کيلو خيار بده خانم ببره

پيرزنه مي ميره شبه اول قبرش انكرو منكر ميان بالاي سرش ازش مي پرسن امام اولت كيه؟ ميگه  ننه امام خميني!! ميرن شب بعد ميان ازش مي پرسن امام اولت كيه؟  ميگه ننه امام علي... ميگن ننه پس چرا شب اول گفتي امام خميني؟؟!!  ميگه اخه ننه فكر كردم از طرف كميته امداد اومدين!

مامور آتش نشانی را جو می گيره ميره مشعل المپيک و خاموش  می کنه

ترکه دنبال يه جاي پارک بوده  ميگه : اي خدا اگه يه جاي پارک واسم پيدا کني نماز ميخونم . روزه ميگيرم .. يه دفعه يه جاي پارک پيدا ميکنه ميگه : نميخواد خودم پيدا کردم .

نوشته شده توسط امیر حسین در شنبه یازدهم خرداد 1387 |

يک روز، يک پرتغال خودشو مي زنه به ديوار، اون يکي پرتغال مي گه: چرا خود تو مي زني به ديوار؟
مي گه: چون مي خوام پرتغال خوني بشم.

دزدي پول هاي مردي رو مي دزده و فرار مي كنه.
مرده دنبال دزده مي دوه و داد ميزنه: آي دزد.......
يهو دزده مي ايسته و پول ها را به سمت مرده پرت مي كنه و مي گه : بيا نديد بديد !!!

اولي: زودباش قطار ميره
دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه .

يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن!

يه سوسکه مي ره جلوي آينه، ميگه: واي سوسک!!

يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه.

يه اصفهوني موز ميخوره، معدش تعجب ميکنه.

يه روز يه زنه پا شو ميذاره روي سوسک .
بعد سو سکه بلند مي شه و مي گه پهلو انان
نمي ميرند

روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس مي ده.

يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کونوم

يه روز يه مرده مي ره نونوايي ديد صف مردونه شلوغه رفت توصف زنونه ايستاد و گفت : " آقا مادرم گفت يه نون بدين"

يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت مي كرده، مي گه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

عربه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! عربه مي گه : آخه خـَيـلي كلاس داره!

ميزبان از يكي از مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه ديروقته، همسايه‏ها ناراحت مي‌شن. ميزبان گفت: اصلاً مهم نيست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس مي‌كنه

چهارتا آباداني مي خواستند از مرز خارج بشن, تصميم مي گيرند پوست گوسفند بپوشند و قاطي گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه اي كه مي خواستند از مرز خارج بشن, نيروهاي انتظامي فرياد مي زنند: آهاي اون چهارتا آباداني بيان بيرون از گله. آنها با تعجب خارج ميشن و مي‌پرسند شما از كجا فهميدين كه ما آباداني هستيم؟ مامورا مي‌گن: از اونجايي كه گوسفندها عينك ري بن نمي‌زنند.

يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه

يک روز پلنگ صورتي ميره سر خاکه باباش ميگه:بابام،بابام,بابام بابام,بابام

مردي بود که زماني که هوا رعدو برق ميزد سرش و ميکرد بالا مي خنديد
بهش گفتن چرا اين جوري ميکني
گفت:مگه نمي بيني دارن عکس ميندازن

به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم.

به يکي ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با من لجن

به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، مي گه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي

يه روز به يه لاک پشت ميگن دروغ بگو . ميگه دويدمو دويدم

به يکي ميگن:اگه دنيا رو بهت بدن چيکار ميکني؟
گفت:ميفروشمش ميرم اروپا.

گرگه ميره دم در خونه شنگول و منگول ميگه منم منم مادرتون زود باشين در رو باز كنين. شنگول ميگه غلط كردي ما آيفون تصويري داريم

نوشته شده توسط امیر حسین در شنبه یازدهم خرداد 1387 |

يه مار و يه جوجه تيغي با هم ازدواج مي کنن، بچه شون سيم خاردار مي شه.

يه قورباغه قرص انرژي زا مي خوره، کرال پشت مي ره!!!

راننده مي رسه به پليس راه، سروانه مي گه: کارت ماشين، گواهينامه. راننده مي پرسه؟ چي كار
كنم؟ باهاشون جمله بسازم.

يه فارس مي ره مرغ داري، جو مي گيرتش، تخم ميذاره.

يه مرده مياد از جوب بپره ... فيلم حركت آهسته مي شه ... مي افته تو جوب ....

روزي يه غول بي کار مي ره مشهد. مشغول مي شه.

يه فارس، شلوار لي مي پوشه، مي ره توالت،
نمي تونه شلوارشو پايين بکشه، سکته مي کنه.

يه گوسفند با علف ها يه فنر مي خوره،
بعد مي گه : بع بع بَووووووووووووووو

يه بار يه دزد فرار مي کنه، مي ره تو جوب
مي خوابه. پليسا پيداش مي کنن؛ بهشون ميگه: شما حق ندارين منو دستگير کنين؛ اينجا مربوط به نيروي درياييه

يه بار يکي مي ره تو جوب مي خوابه،ازش
مي پرسن؟ چرا تو جوب خوابيدي؟ مي گه:
مي خوام در جريان باشم.

اولي:اگه يه لکه آبي رو ديوار ديدي؟ چيه؟
دومي:يه مورچه که شلوار لي پوشيده!!!

يه روز، دو تا كرم به هم مي خورن، بعد به هم ديگه مي گن: كرم داري؟

يه جوراب راه مي رفته، مي گه: عمرن اگه لنگه مو پيدا کنين!!!

يه روز، يه دختره با يه پسره آشنا ميشه، مي گه: اسمم شكوفه ست. تو خونه بهم ميگن: شكو،
اسم تو چيه؟ پسره مي گه: اسمم كامبيزه ، تو خونه بهم ميگن: كامي، بر و بچه هاي محل هم،
به هم مي گن: چس فيل.

يه روز، يکي مي ره عروسي، جو ميگيرتش،
به عروس شماره تلفن مي ده.

يه روز، ۲ تا مگس با هم ازدواج مي کنن. ماه عسل، مي رن گه خوري.

اگر اديسون برق را اختراع نمي کرد، چي مي شد؟
خوب يکي ديگه اختراع مي کرد.

- نمي دونم چطور از شما تشكر كنم كه تلافي محبت شما باشه؟
-
اين موضوع رو فنيقي ها بااختراعي كه كردند, حل كرده اند.
-
مگه فنيقي ها چي اختراع كردند؟
-
پول!!!!

- تو كه تاجر معتبري هستي اگه روزي بيفتي و بميري ثروتت به كي ميرسه؟
-
خب معلومه به زنم.
-
اگه زن نداشتي چي؟
-
اگه زن نداشتم كه به اين زوديها نميمردم!!!

اصغرآقا دكمه اي پيدا كرد و برد پيش خياط.
-
آقا ميخوام براي اين دكمه يك كت بدوزيد!!!

كچلي پيش آرايشگري رفت و گفت:
-
موهاي من رو فر بزنيد.
آرايشگر: سر شما كچله و نميشه فر كرد.
كچل: اشكالي نداره پس فرقم رو از وسط باز كنيد...
 

آقا يعقوب خرش رو كول كرده بود و از كوه بالا ميرفت, پرسيدند:
چرا خرت را كول كرده اي؟
-
گهي زين به پشت و گهي پشت به زين!!!!

بيوك آقا پدرش دچار سوختگي شد و مجبور شد مغازه رو تعطيل كنه و از پدرش پرستاري كنه.
پشت در مغازه نوشت:
-
به علت پدرسوختگي, مغازه يك هفته تعطيل است!!!!!

بيوك آقا كنار ساحل بطري در بسته اي پيدا كرد و باكنجكاوي خواست ببيند كه داخل آن چيه.
به محض بازكردن در بطري ديوي از آن خارج شد و به بيوك آقا گفت به پاس اينكه من رو آزاد كردي دو تا آرزويت را برآورده ميكنم حالا آرزوي اولت را بگو.
-
به من يك كوكا بده كه هيچوقت تموم نشه.
ديو بلافاصله بهش يك كوكا داد و آرزوي دومش را پرسيد.
بيوك آقا كمي از كوكا رو خورد و گفت:
-
به به چه خوشمزه ست يكي ديگه هم بده!!!

بيوك آقا از روي جوي آب پريد, دوتوماني اش درون آب افتاد.
خم شد و دست توي آب كرد و يك پنج توماني پيدا كرد.
سه تومان انداخت توي آب و پنج توماني رو گذاشت توي جيبش!!!

زلفعلي خان دچار ريزش موي سر شده بود, هربار كه به سلماني مي رفت دستور ميداد گاهي فرق سرش را به طرف راست باز كنند گاهي به سمت چپ.
كم كم موهايش ريخت و فقط يك دانه مو به سرش باقي ماند ولي مردك همچنان به سلماني مي رفت.
بار آخر سلماني از او پرسيد حالا فرقت را از كدام طرف باز كنم؟
مردك بيچاره گفت:
صاف بزن بالا, اين قرتي بازي ها به ما نيامده.

شخصي در اتوبوس بغل دست زن چاقي نشسته بود از او پرسيد:
-
خانم اسم شما چيه؟
-
غنچه.
شما وا بشين چي ميشين؟؟!!

 

 

 (( منتظر جوک های بعدی ما باشید ... ))

نوشته شده توسط امیر حسین در پنجشنبه نهم خرداد 1387 |

يه راننده کاميون به سر پيچ مي رسه، دلا مي شه و برش مي داره.

روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت،
شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.

وقتي گردنت رو ليس مي زنم، وقتي سينه ات رو چنگ مي زنم و وقتي رونت رو گاز مي زنم، اوه
مرغ کنتاکي، فراموشت نمي کنم.

پسته و کشمش با هم کل کل مي کنن، کشمش به پسته مي گه: چرا خشتکت پاره ست؟ پسته:
همين حرف هاي بد رو گفتي که چوب تو ما تحتت
کردن.

اولي : مي دوني يه فيل خاکستري رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه.
اولي: با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش. حالا مي دوني يه فيل قرمز رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه.
اولي: روش خاکستر مي ريزن بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.حالا مي دوني يه فيل سبز رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه
اولي: يه حرف زشت بهش مي زنن، قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري مي شه،
بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش،
مي کشنش. حالا مي دوني يه فيل زرد رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه
اولي: يه پارچ آب مي ريزن زير پاش، سبز مي شه،
بعد يه حرف زشت مي زنن قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري مي شه، بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.
حالا مي دوني يه فيل آبي رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه. اولي: مي زارنش جلوي آفتاب زرد
مي شه، بعد يه پارچ آب مي ريزن زير پاش، سبز مي شه، بعد يه حرف زشت بهش مي زنن، قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري
مي شه، بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.حالا ميدوني يه ...

يه جوجه مي ره پارتي، وقتي برمي گرده، مي گه: جيکس، جيکس!!!

دو تا دوست با هم مي رن ماشين سواري، تصادف مي کنن. اولي به دومي: ديوونه! ديوونه! اين چه طرز رانندگي يه؟ مامور راهنمايي و رانندگي
مي آد و مي گه : شما که شهر رو به هم ريختين،
ديگه چي ميخواين؟ بعد، راننده مصدوم رو
مي برنش بيمارستان، مادرش در بيمارستان
مي آد و مي گه : تو عزيز دلمي! تو عزيز دلمي!!!

يه ايروني، يه آلماني، يه اسپانيايي و يه ترکيه اي
سوار هواپيما بودن که زير هواپيما درمي ره، همه، حتي خلبان، از ميله بالاي هواپيما آويزون مي شن، خلبان مي گه: يکي از شماها بايد از هواپيما بپره بيرون، ايروني يه مي گه: من مي پرم به يه
شرط: همه تون برام کف بزنين، همه براش کف مي زنن و سقوط مي کنن!!!

فارسه مي خواست گردو بشکنه، گردو رو ميذاره زير پاش، بعد با چکش مي زنه تو سر خودش!!!

يه روز به خره مي گن: گوش هات چه قدر درازه،
خره مي گه: آخه هر خوشگلي يک عيبي داره!

يه مارمولک ميره مشهدوميشه مشمولک
بزرگ ميشه ميشه مشمول ميبرندش سربازي

تركه مي ميره جوكها تموم ميشن!!!

يه خرگوشه مي ره داروخونه مي گه: آقا هزار تا ميخ دارين؟ داروخونه چي مي گه: نه. خرگوشه هي هر روز مي آد و همون سوال را تکرار مي کنه.
داروخونه چي فکر مي کنه، هزار تا ميخ مي خرم و به هش ميدم، هم راحت مي شم و هم درآمدي داره، مي ره و اين کار را مي کنه. خرگوشه دوباره مي اد مي گه: آقا هزار تا ميخ دارين؟ داروخونه چي مي گه: بله. خرگوشه مي گه: اوه چه قدر ميخ !!!

يارو ميره زن بگيره بهش ميگن بالاي مجلس بشين و حرفاي گنده بزن
اونم ميره روي طاقچه ميشينه ميگه: فيل دايناسور آسمانخراش کاميون....
 

يارو سرش ميخوره به ميله... ... ميله هه باد ميکنه

به غضنفر مي گن: چرا ترک شدي؟ مي گه از دزدي که بهتره.
غضنفر مي ره استاديوم، جو مي‌گيردش با همه دست ميده.

يه روز يه مار با يک زرافه ازدواج ميکنند بچشون غوربآغه میشه چرآ؟
چون بچه دآر نمیشدن از پرورشگاه بچه آوردند

يک روز يک آفتاب پرست ميره روي يک جعبه مدادرنگي هنگ مي کنه 

يه روز تو چين، دو تا چيني مي خورن به هم و مي شکنن. 

يه روز يه مَرده مي ره ساندويچ فروشي، مي گه: آقا يه ساندويچ همبرگر بدين ولي گوجه نذارين.

ساندويج فروشي يه مي گه: ببخشيد آقا ما که گوجه نداريم، مي خواين خيارشور نذارم!!!

يه روز، يه مگسه با بچش مي ره مي شينه روي سر يه آدم کچل. بچه مگسه به مامانش مي گه: مامان من تشنمه آب مي خوام . مادرش مي گه: آخه بچه جون من توي اين بيابون بي آب و علف، آب از کجا بيارم؟!!! 

عروسه مي ره گل بچينه، شهرداري مي گيرتش.

يه بار يه سوسکه مي خواسته خودکشي کنه مره مي خوابه بغل دمپايي

يه روز يه فارسه به يه تركه مي گه شنيدم تركا به خر مي گن داداش . تركه مي گه آره داداش .

يه روز يه هزار پا از يه مورچه تقاضاي ازدواج مي كنه مورچه جواب منفي بهش مي ده هزارپا مي گه آخه چرا مگه من چه عيبي دارم مورچه نگاهي به پاهاي هزارپا مي اندازه و با فيس و افاده مي گه والله من حوصله اينهمه جوراب شستن رو ندارم. 

سوسكه با دوستش توى بيمارستان ملاقات كرد ، دوستش گفت خدا بد نده اينجا چه كار ميكنيد ، گفت نه چيزى مهمى نيست مادرمو با لنگه كفش زدنند .

دو مرد سياه در موقع دعوا كردن دست به كمر وهمديكر را زمين زدن يكدفه بوى سوختن تاير ماشين بلند شد .

اصفهونيه پيتزا مي خوره، معده ش تعجب مي کنه.

برا مرغه چند تا مهمون مي یاد. مي بينن يه عکس تخم مرغ رو ديواره. مي گن: اين عکس چيه؟
مرغه مي گه: عکس بچگيامه.

يه روز، مامان و باباي يه جوجه کاکلي زرد توپلي از هم طلاق مي گيرند. جوجه كاكلي زرد توپلي
مي ره وسط حياط مي شينه، مي زنه تو سرش و مي گه: پيشي پيشي بيا منو بخور.
  

نوشته شده توسط امیر حسین در پنجشنبه نهم خرداد 1387 |

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يک پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد
يک پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره

يک پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يک پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يک پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يک پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يک پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:ساعت چند"کي مياي" "کجا" "دير نکني
يک پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند

 بقیه ی خصوصیات () در ادامـــه ی مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 |

خصوصيات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی... 
سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
 
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
 
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
 
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
 
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
 
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!)
 
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
 
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
 
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
 
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم
!!!
  خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ... 
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
 
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
 
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
 
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
 
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
 
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
 
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
 
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
 
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
 
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
 
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
 
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
 
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
 
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
 
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی
!!

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 |

اين اس ام اس رو به 4 دليل برات مي فرستم:
1- دوستت دارم

2
- خيلي باحالي
3- به يادتم
4- ارزش زنگ زدن رو نداري!

اگر آسمون بيفته. اگر زمين بلرزه. اگر خورشيد سياه شه. اگر ماه به دو نيم شه. اگر دريا صحرا شه. . . . . . . . بدبخت داره قيامت ميشه. نشستي اف مي خوني!!؟

دوست داشتم جيگرتو بخورم اما حيف بايد تا عيد قربان سال ديگه صبر کنم

ميدوني به يه دختر خوش گل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟ميگن: شب بخير!

دوستت ندارم به اندازه اقيانوس، چون يه روز تموم مي شه.
دوستت ندارم به اندازه خورشيد، چون غروب مي كنه.
دوستت دارم به اندازه روت كه هبچوقت كم نمي شه!

عزّت الله انتظامي، بزرگ مرد سينماي ايران، شب گذشته بر اثر صانحه تصادف رانندگي در نزديکي منزل ايشان، سراسيمه از خواب پريد
!

زندگي دو چيز به من آموخت . . .
که هرچي فکر مي کنم يادم نمياد چي بود!

آدم به شش دليل شانس آورده! چون حوا نمي تونسته بهش بگه:
1.من ادمت کردم
2.برو از شوهر مردم ياد بگير
3.ديشب کجا بودي
4.پولاتو دادي مامانت
5.مامانم اينا
6.چرا به اون زنيکه نگاه کردي؟

خدايا به هر که دوست ميداري بياموز که اس ام اس 15 تومان بيشتر نيست و به هر که بيشتر دوست ميداري بياموز که ارزش يک دوست بيش از 15 تومان است...
يه روز يه مرده ميره معدن بقيه اش باشه بعدا...
نوشابه 250 تومان، بستني مگنوم 350 تومان، کره 400 نومان، آدامس 200 تومان، بيسکويت 400 تومان،
روت ميشه اس ام اس 14 تومني نفرستي؟؟!

اگه يکي بهت روزي 1 اس ام اس زد بدون ازت خوشش مياد
اگه 2 تا فرستاد بدون براش مهمي
اگه 3 تا شد بدون دوستت داره
اگه 4 تا شد بدون موبايل خودش نيست!

مي دوني شباهت تو با گل چيه؟
هر دو تون عشقين با اين تفاوت که گل عشق زنبور عسله ولي تو عشق مگس!

ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلکه به زبان قلبم....
گوش کن: تالاپ..تولوپ...

از اداره هوا شناسي مزا حمتون مي شم، ببخشيد اگه يه نفر دلش هواي تو رو کرده با شه بايد چي کار کنه؟؟

به نيت 124000 تا پيامبر صلوات بفرست و اين اس ام اس رو براي 124000 نفر بفرست.
انشاالله تا اخر اين ماه خبر خوشي از طرف مخابرات بهت مي رسه!

5 حقيقت جالب زندگي:
1- تو مي توني همه دندوناتو با زبونت لمس کني.
2- همه احمق ها بعد از خوندن حقيقت اول اونو امتحان مي کنند.
3- حقيقت اول يه دروغه
4- الان تو لبخند زدي چون يه احمقي!
5- به زودي اين اس ام اس رو براي يه احمق ديگه مي فرستي.
ببينم...تو هنوز نيشت بازه؟

تو قندي...
نباتي...
شکلاتي...
عسلي...
يا که شيريني نداري بدي من با چاييم بخورم؟

امروز سالروز تولد پت و مته ! تو هم مثل من اين روز رو به خنگ ترين کسي که ميشناسي تبريک بگو!!!
جنبه داشته باش واسه خودم نفرست.

كرم شب تاب اكس ميتركونه تا صبح فلاش ميزنه!

مي دوني اگه توي يک جيبت 80هزار تومان و توي جيب ديگرت يه چک پول باشه چي مي شه؟
بابات داد مي زنه مي گه: پدرسوخته! چرا شلوار منو پوشيدي؟

آرزوي جوجه تيغي: بغلش کنن.
آرزوي پاندا: عکس رنگي بندازه
آرزوي گوسفند: رو صندلي جلو وانت بشينه
آرزوي خر: نمي گم داغ دلت تازه نشه!

من گلم تو منگلي... با هم ميشم گلمنگلي

اگه كسي بهت گفت:
دوستت دارم
ميميرم برات
فدات شم
تمام زندگيمي
زود باور نكن!!!
اگه ميخوايي امتحانش كني.......
بهش بگو:
كارت سوخت رو ميدي به من؟؟؟!!!

سر تو بزار رو شونه هام خوابت بگيره / جا خالي ميدم بخوري زمين حالت بگيره

دوست دختر غضنفر بهش ميگ
ه: اگه توجه کني ميبيني که نگاهم باهات حرف ميزنه.غضنفر ميگه:اينقدر پلک نزن،صدات قطع و وصل ميشه

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 |

يروز غزنفر تف ميكنه تو جوب دنبالش ميكنه تا لگدش كنه!

از يه سياهه ميپرسن بدنت رو با چي ميشوري؟ ميگه با مشكين تاژ.

تركه ميخواسته خودكشي كنه با يه ظرف غذا ميره روي ريل ميخوابه. بهش ميگن تو اگه ميخواي خودكشي كني ديگه واسه چي غذا میبری؟ ميگه اومديم و قطار يه هفته ديگه اومد.

به يه تركه ميگن تلخ ترين خاطره اي كه داري چيه؟ ميگه وقتي داشتيم جنازه  يه بچه بمي رو خاك ميكرديم همش ميگفت عمو جان به خدا من زنده ام .

ترکه با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم .

تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميذاره: پسفطرت .

تركه صبح از خواب بلند ميشه ميبينه هوا خيلي خوبه. زنگ ميزنه هواشناسي تشكر مي كنه .

تركه دونده بوده دوپينگ ميكنه بعد واسه اينكه كسي نفهمه خودشو آخر ميكنه .

يه روز يه نفرمي خواد دستش رو با مايع ظرفشويي بشوره مي بينه روش نوشته لطفا از دستكش استفاده شود. مي ره دستكش مي پوشه بعد دستش رو مي شوره.

غضنفر ميميره عكس نداشتن سر خاكش بزارن تا گردن خاكش ميكنن .

غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم .

يه روز غضنفر سوار يه اتوبوس 2 طبقه ميشه ميره داخل اتوبوس طبقه اول جا نيست ميره طبقه بالا ميشينه. اتوبوس که راه میفته يه هو خودشو پرت ميكنه پايين. تو خیابان ازش میپرسند چرا خودتو پرت كردي ميگه اتوبوس راننده نداشت .

غضنفر از تهران بر ميگرده پيش همشهرياش ميگه: رفته بودم تهران منو خيلي تحويل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و ميخنديدند. تازه اين که چيزي نيست اسم يه گل هم روم گذاشته بودند. همشرياش ميگن چه گلي؟ ميگه اسگل .

به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی؟ میگه 25 ساعت. میگن مگه میشه؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.

غضنفر تو سينما وسط نشسته بوده، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه به بغل دستيش ميگه:  آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار .

به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟ میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم .

رشتیه میره به دوستاش می گه یه زن گرفتم سفیده، توپوله، خوشگله، کوفتتون بشه.

تركه برف پاكن ماشينش رو ميزنه، هيپنوتيزم ميشه.

 (( منتظر جوک های بعدی ما باشید ... ))

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 |