تبليغاتX
جی جوک | مرجع جوک و اس ام اس در ایران
قبل از ازدواج
مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم
زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟
زن: منو مسافرت می‌‌بری؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو می‌‌زنی؟
مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !
زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟
.
.
.
: بعد از ازدواج
متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!!
نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |
وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه
وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين…مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن
يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن
رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين…اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن
يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنين
از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين
توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين
در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟
هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جنا ب تيمسار صدا کنه
هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين
به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي…بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين
يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين
هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست …خدا بيامرزتت
يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين
البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به بيمارستان از ما به دل نگيرين
نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |
به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه ۲۵ ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.

غضنفر از تهران بر ميگرده پيش همشهرياش ميگه: رفته بودم تهران منو خيلي تحويل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و ميخنديدند. تازه اين که چيزي نيست اسم يه گل هم روم گذاشته بودند. همشرياش ميگن چه گلي؟ ميگه اسگل!!!

يکم لبخند يكی از عكساتو يادگاری بده، مي خوام بذارم لب قندون بچه به قند دست نزنه !!!!

به يه بابايي ميگن يه ميوه ي خوش مزه،ابدار و شيرين بگو. ميگه خيار! ميگن خيار کجاش شيرين و ابدره؟ ميگه با چايی شيرين بخور نظرت عوض ميشه !

خر بالدار تاحالا ديدي؟ صد درصد نه. پس خيال پرواز رو از سرت بيرون كن

علت کمبود گاز جهنم به مدت سه روز تعطیل اعلام کرد مومنین هر غلطی دلشون می خواد بکنند.” روابط عمومی جهنم و حومه”

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |
به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!

يه روز غضنفر سوار يه اتوبوس ۲ طبقه ميشه ميره داخل اتوبوس طبقه اول جا نيست ميره طبقه بالا و ميشينه اتوبوس ميره و يه هو خودشو پرت ميكنه پايين تو خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت كردي ميگه اتوبوس راننده نداشت !!

 غضنفر تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه به بغل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار

يك روزيه مورچه ميره حموم ديگه درنميادبيرون اگه گفتي كجا بوده؟؟؟؟چسبيده بود به صابون!

طرف يك چك ميبره بانك ملي . متصدي ميگه : مال سيباست طرف ميگه :نه مال گردوهاست!

به يك نفر ميگن اگه يك نفر بياد جلوي ماشينت چكار ميكني چراغ ميدي يا راهنما ميزني ؟ ميگه برف پاكن رو روشن ميكنم! ميگن برف پاكن ؟ ميگه بهشون ميگم يا بيايين راست يا بياييد چپ!!!

يارو ميره مغازه ميگه: آقا نوشابه خانهوادگي داري؟ مغازه داره ميگه آره-ميگه قربونت شب ببر خونه با خانه واده حالشو ببر...!!!!

يه آفتاب پرست ميره رو مداد رنگي هنگ مي كنه!!

غضنفر ميره دستشويي زنش بهش زنگ ميزنه ميكه كجايي؟ميگه خونه بابات.ميگه پس همونجا يه چيزي بخور وبيا كه من چيزي درست نكردم!!!!

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |

يه يارو واسه خودش جك ميگفته ميخنديده، يه دفعه غش ميكنه از خنده، ميگن چي شد؟ ميگه تا حالا اينو نشنيده بودم!!!

برداشتن گامهاي بزرگ در زندگي باعث پاره شدن خشتك شما ميشود!!!

ليمو نخور ترش ميكني مرا فراموش مي كني آدامس بخور تا باد كني مرا هميشه ياد كني!!!

يكي زنگ ميزنه 118 ميگه شماره اكبر اقا رو داريد اوپراتوره ميگه نه .يارو ميگه:پس يادداشت كن !!!

به غضنفر ميگن بابا شدي ميگه به زنم نگيد ميخوام سوپرايزش كنم !!!

1.پیرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط می كردن. بعد ننه هه به پسرش میگه من نمیدونم این آمریكا با این همه توپ و تانكش چه جوری از ویتنام شكست خورد. پسره میگه آخه لامصبا این ویتنامی ها ، شبا از پشت حمله می كردن آمریكایی ها غافل گیر میشدن ... یهو پیرزنه شروع میكنه گریه كردن!! پسره میگه ننه چرا گریه میكنی؟ میگه یاد بابات افتادم پنجاه سال ویتنامی بود و من خبر نداشتم!!!!

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |
ما از برنامه ي 90 مزاحم ميشويم شما بهترين گل جهان شديد !!!

 يكي يه بليس رو ميكشه زنگ ميزنه 110 ميگه ميبينم كه 109تا شدين!!!!

 هوا شناسي اعلام كرد گل ها يخ زدن پيام دادم ببينم حال گلم چطوره؟ هااااااااا

 يه روزبه غضنفرمگن بابات مرده غضنفرميگه اي واي تابه حال سابقه نداشت!!!

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |

مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟ احمد: سه تا! مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟ احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!

احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟ مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند. احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند!

كلاغه تو اسمون تخم مي ذاره ولي تخمش نميوفته پايين .. اگه گفتي چرا ؟؟؟؟ . نرو پايين يكم فكر كن . چون شورت پاش بود

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |

دو شكارچي در جنگل بر روي درختها كمين كرده بودند. يكي از آنها از درخت سقوط كرد. شكارچي دوم احساس كرد دوستش كه از درخت سقوط كرده ، نفس نمي كشد و چشمانش باز و خيره مانده است. او با موبايل با يك مركز اورژانس تماس مي گيرد و به فردي كه گوشي را برمي دارد مي گويد: فكر مي كنم دوست من مرده است ، چكار بايد بكنم؟ طرف مقابل به آرامي مي گويد: دلواپس نباش. من مي توانم به تو كمك كنم. ابتدا بايد مطمئن شويم كه مرده است بعد از سكوتي كه حكمفرما مي شود صداي يك گلوله به گوش مي رسد. شكارچي دوم دوباره گوشي را برمي دارد و مي گويد: بسيار خب ، حالا چه كار بايد بكنم؟!

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |