غضنفر از تهران بر ميگرده پيش همشهرياش ميگه: رفته بودم تهران منو خيلي تحويل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و ميخنديدند. تازه اين که چيزي نيست اسم يه گل هم روم گذاشته بودند. همشرياش ميگن چه گلي؟ ميگه اسگل!!!
يکم لبخند يكی از عكساتو يادگاری بده، مي خوام بذارم لب قندون بچه به قند دست نزنه !!!!
به يه بابايي ميگن يه ميوه ي خوش مزه،ابدار و شيرين بگو. ميگه خيار! ميگن خيار کجاش شيرين و ابدره؟ ميگه با چايی شيرين بخور نظرت عوض ميشه !
خر بالدار تاحالا ديدي؟ صد درصد نه. پس خيال پرواز رو از سرت بيرون كن
علت کمبود گاز جهنم به مدت سه روز تعطیل اعلام کرد مومنین هر غلطی دلشون می خواد بکنند.” روابط عمومی جهنم و حومه”
يه روز غضنفر سوار يه اتوبوس ۲ طبقه ميشه ميره داخل اتوبوس طبقه اول جا نيست ميره طبقه بالا و ميشينه اتوبوس ميره و يه هو خودشو پرت ميكنه پايين تو خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت كردي ميگه اتوبوس راننده نداشت !!
غضنفر تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه به بغل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار
يك روزيه مورچه ميره حموم ديگه درنميادبيرون اگه گفتي كجا بوده؟؟؟؟چسبيده بود به صابون!
طرف يك چك ميبره بانك ملي . متصدي ميگه : مال سيباست طرف ميگه :نه مال گردوهاست!
به يك نفر ميگن اگه يك نفر بياد جلوي ماشينت چكار ميكني چراغ ميدي يا راهنما ميزني ؟ ميگه برف پاكن رو روشن ميكنم! ميگن برف پاكن ؟ ميگه بهشون ميگم يا بيايين راست يا بياييد چپ!!!
يارو ميره مغازه ميگه: آقا نوشابه خانهوادگي داري؟ مغازه داره ميگه آره-ميگه قربونت شب ببر خونه با خانه واده حالشو ببر...!!!!
يه آفتاب پرست ميره رو مداد رنگي هنگ مي كنه!!
غضنفر ميره دستشويي زنش بهش زنگ ميزنه ميكه كجايي؟ميگه خونه بابات.ميگه پس همونجا يه چيزي بخور وبيا كه من چيزي درست نكردم!!!!
يه يارو واسه خودش جك ميگفته ميخنديده، يه دفعه غش ميكنه از خنده، ميگن چي شد؟ ميگه تا حالا اينو نشنيده بودم!!!
برداشتن گامهاي بزرگ در زندگي باعث پاره شدن خشتك شما ميشود!!!
ليمو نخور ترش ميكني مرا فراموش مي كني آدامس بخور تا باد كني مرا هميشه ياد كني!!!
يكي زنگ ميزنه 118 ميگه شماره اكبر اقا رو داريد اوپراتوره ميگه نه .يارو ميگه:پس يادداشت كن !!!
به غضنفر ميگن بابا شدي ميگه به زنم نگيد ميخوام سوپرايزش كنم !!!
1.پیرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط می كردن. بعد ننه هه به پسرش میگه من نمیدونم این آمریكا با این همه توپ و تانكش چه جوری از ویتنام شكست خورد. پسره میگه آخه لامصبا این ویتنامی ها ، شبا از پشت حمله می كردن آمریكایی ها غافل گیر میشدن ... یهو پیرزنه شروع میكنه گریه كردن!! پسره میگه ننه چرا گریه میكنی؟ میگه یاد بابات افتادم پنجاه سال ویتنامی بود و من خبر نداشتم!!!!
يكي يه بليس رو ميكشه زنگ ميزنه 110 ميگه ميبينم كه 109تا شدين!!!!
هوا شناسي اعلام كرد گل ها يخ زدن پيام دادم ببينم حال گلم چطوره؟ هااااااااا
يه روزبه غضنفرمگن بابات مرده غضنفرميگه اي واي تابه حال سابقه نداشت!!!
مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟ احمد: سه تا! مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟ احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!
احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟ مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند. احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند!
كلاغه تو اسمون تخم مي ذاره ولي تخمش نميوفته پايين .. اگه گفتي چرا ؟؟؟؟ . نرو پايين يكم فكر كن . چون شورت پاش بود
دو شكارچي در جنگل بر روي درختها كمين كرده بودند. يكي از آنها از درخت سقوط كرد. شكارچي دوم احساس كرد دوستش كه از درخت سقوط كرده ، نفس نمي كشد و چشمانش باز و خيره مانده است. او با موبايل با يك مركز اورژانس تماس مي گيرد و به فردي كه گوشي را برمي دارد مي گويد: فكر مي كنم دوست من مرده است ، چكار بايد بكنم؟ طرف مقابل به آرامي مي گويد: دلواپس نباش. من مي توانم به تو كمك كنم. ابتدا بايد مطمئن شويم كه مرده است بعد از سكوتي كه حكمفرما مي شود صداي يك گلوله به گوش مي رسد. شكارچي دوم دوباره گوشي را برمي دارد و مي گويد: بسيار خب ، حالا چه كار بايد بكنم؟!