تبليغاتX
جی جوک | مرجع جوک و اس ام اس در ایران
دعای خانمهای مجرد :
اللهم الرزقنا جوانک الرشید الغنی والصاحب المدرک و المسکن. راکب زانتیا.مطیع المر. لا خواهر و لا مادر. متخصص النظافت المنزل و ماهر بالتعویض الکهنﺔ الطفل الصغیر........................الخلاصه :الزن ذلیل.........!!!!

اعمال پس از باد دادن : خيره شدن به چشم هاي اطرافيان حفظ اعتماد به نفس تلاش براي از بين بردن بو تلاش براي ترك محل حادثه
يارو بالاي درخت چنار نشسته بوده ازش ميپرسن :اونجا چيكار ميكني؟ ميگه: دارم توت ميخورم.ميگن :احمق اينكه چناره!ميگه: خودتي! توت تو جيبمه!!!!!
نوشته شده توسط امیر حسین در جمعه هفتم فروردین 1388 |
پسری از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"(شاید تکراری)
مردی بدهی و قرض زیاد داشت رفت ماشین مدل بالا خرید! زنش پرسید : آخه مرد با این وضعی که ما داریم چه وقت ماشین مدل بالا خریدن بود؟ مرد گفت : ماشینو خریدم تا سریع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
مردی به مطب پزشک رفت و گفت: «آقای دکتر! چند وقتی است که بیماری فراموشی گرفته ام. چه کار کنم؟» پزشک:« اول بهتر است تا فراموش نکرده ای، ویزیت مرا بدهی.»
مشتری: « این کت چند است؟» فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.» مشتری: « وای! اون یکی چی؟» فروشنده: « دو تا وای!»
از مردی پرسیدند: «کباب را چطور می پزند؟» مرد جواب داد:« از آشپزی سررشته ندارم. آن را درست کنید، خوردنش را به شما یاد می دهم.»
بیمار:« آقای دکتر! انگشتم هنوز به شدت درد می کند!» دکتر: «مگر نسخه دیروز را نپیچیدی؟» بیمار: «چرا، پیچیدم دور انگشتم، ولی اثر نداشت!»
از کسی پرسیدند:« چند سال داری؟» گفت:« هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده...! »
رندی گفت:« از عمر چرا می دزدی؟ این طور که تو پس پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی!» مولوی، « مثنوی »

جملات کوچک به سبک انسان های بزرگ!!!
* دریا برای صرفه جویی در آب، کمتر موج می فرستد.
* روزگار غریبی است. یکی در آبپاش گلاب دارد و یکی در گلاب پاش آب هم ندارد!
* فکرهایم تابعیت مغزم را از دست دادند.
* ساز شکسته را در دستگاه سکوت کوک می کنم.
* سیب به درخت چسبیده، به قانون نیوتن دهن کجی می کند.
* از دودلی خسته شده بودم، یکی از آنها را یدکی نگه داشتم.
* زنبور تنها پزشکی است که بدون معاینه به مریض آمپول می زند.
صاحب خانه:« آی کمک، کمک! دزد!» دزد:« داد نزن بابا! کمک لازم نیست، من با خودم چند نفر آورده ام.»
نوشته شده توسط امیر حسین در جمعه هفتم فروردین 1388 |
شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله کشیده ای محکم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!
زن ملا به عقل خود خیلی می نازید و همیشه پیش شوهرش از خود تعریف می کرد. روزی گفت: مردم راست گفته اند که دارای عقل سالم و درستی هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به کار نمی بری به همین دلیل سالم مانده است!
ملانصرالدین داشت سخنرانی می کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت ، زن خود را دید. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش.
نوشته شده توسط امیر حسین در جمعه هفتم فروردین 1388 |
يه روز ..هه هه هه....يه روز يه تركه.هه هه هه.... ببخشيدالان خندم مياد بزار بعدا مي گم!!!!!
يارو داشته كبريت سوخته را هي ميكشيده به جلدش ولي روشن نمي شده , خيلي عصباني بوده دوستش به او ميگه : خوب شايد كبريته خرابه يارو ميگه : نه پدرسوخته چند لحظه پيش روشن شده بود .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یه روز غضنفر با برو بچه‌ها میرن کافی شاپ (امان از دوستای ناباب) اولی محکم میزنه رو میز و میگه یه کوکاکولا دومی محکم میزنه رو میز و میگه یه پارسیکولا سومی محکم میزنه رو میز و میگه یه پپسیکولا غضنفر هم برای اینکه کم نیاره محکم میزنه رو میز و میگه یه دراکولا !!!!!!
يارو ميره خواستگاري پدر عروس ميپرسه اين گل كه تو يقه كتتون گذاشتيد اذيتتون نميكنه؟ميگه نه ولي گلدونش كه تو شلوارمه اذيت ميكنه!!!!
طرفو برق ميگيره ميميره فاميلا سر قبرش با فاز متر فاتحه ميدن!
طرف شلوارش ميفته توآب آه ميكشه و ميگه حيف باداْيي كه توش ول كردم!
اصولا آدمها 3 دسته اند:دسته اول،دسته دوم،دسته سوم!!!!!
نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 |

غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!
ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!
آرزوي سلامتي: روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد. او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي كند.» شخص عيادت كننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»
اولي:«ببخشيد شما روي صندلي من نشسته ايد.»
دومي:«مي تواني حرفت را ثابت كني؟»
اولي:«بله!چون بستني قيفي ام راروي آن جا گذاشته بودمیک مرده دوستش رو تو خيابون میبینه که، صورتش كبود شده و پاش ميلنگه و روي گلوش هم زخم شده، با نگراني بهش میگه: چي شده؟چه اتفاقی برات افتاده؟ بيا بریم ببرمت خونه اتون. دوستش میگه: لازم نکرده، تازه دارم از اونجا ميآم!
به غضنفر میگن: حالت چطوره؟ میگه: تازه موکتش کردم
غضنفرعقلش نمی رسیده، میره براش نردبان میاره
غضنفر حالت تهوع بهش دست میده، اون دست نمیده

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 |
به <@> من تو <:]]><: نفهميدى؟مى گم: به چشم من تو ماهى…!
ببخشید که این موقع مزاحم تون شدم اطلا قصد اذیت نداشتم فقط می خواستم بگم شبها که ما می خوابیم اقا پلیسه بیدار
از سياه پوسته مي پرسن بدنت رو با چي مي شوري؟ مي گه با مشكين تاژ!
عروس وارد يه مجلس ميشه مادر شوهرش ميگه:صل الا محمد دشمنه جونم آمد. عروس جواب ميده:عقربه زير قالي خواستي پسر نياري !
يه روز يه لره با تركه شطرنج بازي مي كرد ، شاه دق مرگ ميشه !!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 |
يه روز 40 تا كله رو با 40 تا پاچه ميندازن تو ديگ و از تركه مي پرسن از كجا بدونيم كدوم پاچه مال كدوم كله است؟ تركه میگه: زير پاچه هارو قلقلك ميديم، هر كله ای كه خنديد مي فهميم مال اون پاچه است
به غضنفرمی گن: سگتون بچه ی ما را گاز گرفته. می گه: اولا سگ ما گاز نمی گيره. دوما سگ ما هميشه بسته است. سوما اصلا ما سگ نداريم!
یه روز یه پسره رو میبرن کلانتری ، میگه چرا منو آوردین اینجا ؟؟ میگن واسه عرق خوری .. میگه پس چرا نمیارین بخوریم؟
تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه از همين بده
به تركه میگن خسته نشدین انقدر براتون جوک درست کردن میگه اینا واسه شما جوک واسه ما خاطره هست
نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 |
به يك يارو جغد جاي طوطي غالب مي كنند چند ماه بعد ازش مي پرسن بلاخره حرف زد ؟ طرف ميگه نه ولي خيلي توجه ميكنه !!!!!!
يه روز پنج نفر تصميم مي گيرن تا باهم يه ماشين بخرن باهاش مسافر كشي كنن ولي بعد از يكماه ورشكست ميشن.مي دوني براي چي؟چون پنج نفره مي رفتن مسافر كشي!!!!
لوطي ترين اس ام اس سال: ذغال قليونتم. ميسوزم تا بسازمت!
به يارو ميگن:از ته دل گريه كن,خودشو خيس كرد!!!!!
نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه چهارم فروردین 1388 |
▪ مردان خوب، زشت هستند.
▪ مردان خوش قيافه، خوب نيستند.
▪ مردان خوب و خوش قيافه به جنس موافق تمايل دارند.
▪ مردان خوب، خوش قيافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.
▪ مرداني كه آنچنان خوش قيافه نيستند، ولي خوبند، پولدار نيستند.
▪ مـرداني كه آنچنان خوش قيافه نيستند، ولي پولدار و خوبند، تصور مي كنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستيم.
▪ مردان خوش قيافه و بي پول، بدنبال پول ما هستند.
▪ مردان خـوش قـيافه، كه آنچنان خوب نيستند و تا حدي به جنس مخالف علاقمندند، تصور نميكنند كه ما به اندازه كافي زيبا هستيم.
▪ مرداني كه تصور مي كـنـنـد مـا زيـبـا هستـيم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدي خوش قيافه و پولدار هستند، آدمهايي ترسو و بزدل ميباشند.
▪ مرداني كه تا حدي خوش قيافه هستند، تاحـدي خـوب هستند، مقداري پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتي هسـتند، و هرگز اولين قدم را برنمي دارند ( براي آشنايي پيش قدم نمي شوند).
▪ مرداني كه هرگز قدم اول را برنميرارند، زماني كه ما پيشقدم مي شـويم، اتوماتيك وار علاقه را در ما از بين ميبرند.
نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه چهارم فروردین 1388 |
معلم: چند جانور را نام ببر كه پرواز مي كنند.
شاگرد: گنجشك- كبوتر- خر
معلم: خر كه پرواز نمي كنه
شاگرد: خره ديگه يهو ديدي پريد !!!!

1راه براي فرشته شدن .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.دنبال چي ميگردي تو ادم بشو نميخواد فرشته بشي !!!

سيب زميني زنش ميميره چهلمش كيوي ميشه !!!
كاشكي زن گرفتن مثل ايرانسل بود يكي ميگرفتي يكي هم جايزه ميبردي !!!!
اسمان را ستاره زيبا ميكند......باغ را گل چشم را اشك .
.
.
.
.
.
.
وتو را عمل جراحي دماغت !!!

نوشته شده توسط امیر حسین در دوشنبه سوم فروردین 1388 |
+ غضنفر ميره ختم ازش مي پرسن شما؟ ميگه من ساير بستگانم !
به یه نفر ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، ‌تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار
سلام, خوبي؟ ببخشيد بي موقع مزاحم شدم يه سوال فني داشتم, به نظر شما كمك فنر ماشين بيگلي بيگلي چي بود كه گوريل انگوري روش مينشست؟
انجير رو به غضنفر نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش كنجد مالوندن ، تهش يه چوب چپوندن ، تازه شده گلابي!!!
يه ضرب المثل چيني مي گه: اگه از دوران مجردي لذت نمي بري، ازدواج كن! اون وقت حتما از فكر كردن به دوران مجرديت لذت مي بري!
غضنفر ميره مكه ميخواست گوسفند قرباني كنه ، چاقو پيدا نميكنه گوسفند رو خفه ميكنه!
مي دوني چرا زنها بيشتر از مردها عمر مي كنند؟ . . . چون زن ندارن
غضنفر مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه . غضنفر هم ميگه دادين كه مي خواين؟
ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس كه غضنفر بوده آژير كشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار
یه نفر از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود
زندگي بدون عشق يعني شلوار كردي بدون كش
اگه ميدونستي دستاي يخ من چقدر محتاج دستاي تو هست هيچ موقع اونا رو تو دماغت نميكردي بيشعور!!!
به دليل زياد بودن د ختران دم بخت گره زدن سبزه تا ۲۰ فروردين تمديد شد!!
غضنفر زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!!
نوشته شده توسط امیر حسین در دوشنبه سوم فروردین 1388 |
قبل از ازدواج
مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم
زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟
زن: منو مسافرت می‌‌بری؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو می‌‌زنی؟
مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !
زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟
.
.
.
: بعد از ازدواج
متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!!
نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |
وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه
وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين…مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن
يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن
رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين…اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن
يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنين
از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين
توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين
در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟
هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جنا ب تيمسار صدا کنه
هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين
به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي…بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين
يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين
هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست …خدا بيامرزتت
يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين
البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به بيمارستان از ما به دل نگيرين
نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |
به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه ۲۵ ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.

غضنفر از تهران بر ميگرده پيش همشهرياش ميگه: رفته بودم تهران منو خيلي تحويل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و ميخنديدند. تازه اين که چيزي نيست اسم يه گل هم روم گذاشته بودند. همشرياش ميگن چه گلي؟ ميگه اسگل!!!

يکم لبخند يكی از عكساتو يادگاری بده، مي خوام بذارم لب قندون بچه به قند دست نزنه !!!!

به يه بابايي ميگن يه ميوه ي خوش مزه،ابدار و شيرين بگو. ميگه خيار! ميگن خيار کجاش شيرين و ابدره؟ ميگه با چايی شيرين بخور نظرت عوض ميشه !

خر بالدار تاحالا ديدي؟ صد درصد نه. پس خيال پرواز رو از سرت بيرون كن

علت کمبود گاز جهنم به مدت سه روز تعطیل اعلام کرد مومنین هر غلطی دلشون می خواد بکنند.” روابط عمومی جهنم و حومه”

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |
به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!

يه روز غضنفر سوار يه اتوبوس ۲ طبقه ميشه ميره داخل اتوبوس طبقه اول جا نيست ميره طبقه بالا و ميشينه اتوبوس ميره و يه هو خودشو پرت ميكنه پايين تو خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت كردي ميگه اتوبوس راننده نداشت !!

 غضنفر تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه به بغل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار

يك روزيه مورچه ميره حموم ديگه درنميادبيرون اگه گفتي كجا بوده؟؟؟؟چسبيده بود به صابون!

طرف يك چك ميبره بانك ملي . متصدي ميگه : مال سيباست طرف ميگه :نه مال گردوهاست!

به يك نفر ميگن اگه يك نفر بياد جلوي ماشينت چكار ميكني چراغ ميدي يا راهنما ميزني ؟ ميگه برف پاكن رو روشن ميكنم! ميگن برف پاكن ؟ ميگه بهشون ميگم يا بيايين راست يا بياييد چپ!!!

يارو ميره مغازه ميگه: آقا نوشابه خانهوادگي داري؟ مغازه داره ميگه آره-ميگه قربونت شب ببر خونه با خانه واده حالشو ببر...!!!!

يه آفتاب پرست ميره رو مداد رنگي هنگ مي كنه!!

غضنفر ميره دستشويي زنش بهش زنگ ميزنه ميكه كجايي؟ميگه خونه بابات.ميگه پس همونجا يه چيزي بخور وبيا كه من چيزي درست نكردم!!!!

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |

يه يارو واسه خودش جك ميگفته ميخنديده، يه دفعه غش ميكنه از خنده، ميگن چي شد؟ ميگه تا حالا اينو نشنيده بودم!!!

برداشتن گامهاي بزرگ در زندگي باعث پاره شدن خشتك شما ميشود!!!

ليمو نخور ترش ميكني مرا فراموش مي كني آدامس بخور تا باد كني مرا هميشه ياد كني!!!

يكي زنگ ميزنه 118 ميگه شماره اكبر اقا رو داريد اوپراتوره ميگه نه .يارو ميگه:پس يادداشت كن !!!

به غضنفر ميگن بابا شدي ميگه به زنم نگيد ميخوام سوپرايزش كنم !!!

1.پیرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط می كردن. بعد ننه هه به پسرش میگه من نمیدونم این آمریكا با این همه توپ و تانكش چه جوری از ویتنام شكست خورد. پسره میگه آخه لامصبا این ویتنامی ها ، شبا از پشت حمله می كردن آمریكایی ها غافل گیر میشدن ... یهو پیرزنه شروع میكنه گریه كردن!! پسره میگه ننه چرا گریه میكنی؟ میگه یاد بابات افتادم پنجاه سال ویتنامی بود و من خبر نداشتم!!!!

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |

مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟ احمد: سه تا! مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟ احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!

احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟ مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند. احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند!

كلاغه تو اسمون تخم مي ذاره ولي تخمش نميوفته پايين .. اگه گفتي چرا ؟؟؟؟ . نرو پايين يكم فكر كن . چون شورت پاش بود

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |

دو شكارچي در جنگل بر روي درختها كمين كرده بودند. يكي از آنها از درخت سقوط كرد. شكارچي دوم احساس كرد دوستش كه از درخت سقوط كرده ، نفس نمي كشد و چشمانش باز و خيره مانده است. او با موبايل با يك مركز اورژانس تماس مي گيرد و به فردي كه گوشي را برمي دارد مي گويد: فكر مي كنم دوست من مرده است ، چكار بايد بكنم؟ طرف مقابل به آرامي مي گويد: دلواپس نباش. من مي توانم به تو كمك كنم. ابتدا بايد مطمئن شويم كه مرده است بعد از سكوتي كه حكمفرما مي شود صداي يك گلوله به گوش مي رسد. شكارچي دوم دوباره گوشي را برمي دارد و مي گويد: بسيار خب ، حالا چه كار بايد بكنم؟!

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |

ـ عشق از ديد حاج آقا :استغفر الله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
 (جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )

 ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه :  آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)

 ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق.. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
 (جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)

 ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
 ( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)

ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )

 ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست  (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)

ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)

ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه  دنيایی  ( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )

 ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )

ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"
 ( جمله ي عاشقانه: عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )

 ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم ...
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )

 ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )

 ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )

نوشته شده توسط امیر حسین در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 |

از غضنفر مي پرسن؟ چه طوري ترک شدي ؟مي گه: اولش تفريحي بود.

غضنفر تلويزيونو روشن مي کنه، مي بينه: هر ۶ کانال قرآن داره، تلويزيونو خاموش مي کنه،مي بوسه و مي ذاره رو تاقچه.

تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند.

تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

یه بنده خدایی میگه که :  من دو بار ازدواج کردم هر دو بار بد شانسی اوردم  همسر اولم ترکم کرد دومی ترکم نمیکنه

یه فلک زده هم میگه همسر من همیشه از دو تا چیز ناله میکنه  یکی اینکه لباس کافی برای پوشیدن نداره یکی اینکه جای کافی برای لباساش تو خونه نداره

یه بنده خدایی میگه  مردای متاهل دوتا ارزوی بزرگ دارن   یکی اینکه  پول برای خرید خونه داشته باشن دوم پول برای خرید ماشین واسه فرار کردن از خونه ( بابا منکه نمیگم اینجوری نگام میکنید)

يه روز يه لره مي ميره .براي سوال جواب 62 تافرشته ميان با لاي سرش !! 2 تا شون نکير و منکر بودن 60 تاي ديگه سوال ها رو تفهيم مي کردن به لره !!!

به لره ميگن 3 تا شخصيت لر نام ببر. ميگه : سوفيا لوره, لورل هاردي, هيتلر!

توی یه عروسی یکی داشته رقص هلیکپتری میزده لره جو می گیرش آرپیجی میزنه!

یک روز یه لره میره پیشه خدا میگه : خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه 1دفعه میبینه 1ترکه با قایق موتوری میاد کمکش !

یکی  مي ره و در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس ميخوام پنير بخورم

یکی توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

یکی داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!

يك هواپيما تو تبريز سقوط مي كنه تيم جستجو روز اول 400 جسد رو پيدا ميكنن , روز دوم 600 نفر رو پيدا ميكنن , روز سوم 1000 نفر رو پيدا ميكنن . خبر به تهران مي رسه از تهران بازرس ويژه مي فرستن براي بررسي , مي بينن كه هواپيما تو قبرستان سقوط كرده بوده

به تركه ميگن بچت حشيش مي‌كشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم مي‌كشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و تركه بهش ميگه اصغر حشيش مي‌كشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ تركه ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت!

نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 |

يه روز به يه گوسفنده ميگن به چه سبكي دسشويي ميكني ميگه : سبك گروه آرين > دونه دونه دونه دونه دونه دونه

ترکه ميگن با ياماها جمله بساز ميگه فارسا خرن ياماها

فردي براي شفاي سر بي موي خود به امام زاده اي رفت و حاجتش بر آورده شد. فرياد زد "مردم! مردم! من شفا گرفتم! من مو در آوردم!" مردم به او هجوم آورده هر کدام شاخ مويي براي شفا از او کندند. مرد بيچاره بي مو تر از قبل به خانه برگشت!

سه تا موش ميرسن بهم شروع ميکنن به خالي بندي اولي ميه آره من تا حالا 10 بار از تو تله موش پنير در آوردم دومي ميگه اين که چيزي نيست من 40 بار درآوردم تازه هيچيمم نشده سومي داشته فکر ميکرده چي بگه يهو موبايلش زنگ ميزنه رو ميکنه به دوتاي ديگه ميگه بروبچ زنگ زدن گفتن همين الان يه گربه بلند کرديم پاشو بيا!!

ترکه سکه ميندازه صندوق صدقات سوارش ميشه

عزراعيل مياد سراغه ترکه . ترکه خودش را ميزنه به مردن

جوون ميده با تو بريم ماهي‌گيري، آخه هيچكس به اندازه تو كرم نداره!

يه روز تركه خودشا توي آينه مي بينه فكرش ميكنه يارو را كجا ديده يهو يادش مياد تو آرايشگاه ديدتش

يه روز يه گوش عروسي مي كنه كر ميشه

ترکه مي گوزه مي ميره رو قبرش مي نويسن بادي آمد و گلي پرپر شد.

ترکه خودش رو مي‌زده به سپرهاي ماشين مي گن چه کار ميکني مي‌گه ميخوام اوقاتم رو سپري کنم

به تركه ميگن با مايلي كهن جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم

يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما

یک نفر سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش مي‌سوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من خرم نميفهمم، كم‌كم داري فرار ميكني‌ها !...

پدر :پسرم اين گلها رو از كجا آوردي؟ از باغ همسايه چيدم ديگه همسايه ميدونه كه گلها رو چيدي؟ پس چي كه ميدونه, تا همين دم در. داشت دنبالم مي دويد

وزارت بهداشت در بيانيه اي اعلام كرد:بعلت شيوع آنفولانزاي مرغي به جاي مرغ ، خروس بخوريد

 

نوشته شده توسط امیر حسین در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 |

يه روز يه تركه به خياطش ميگه اين پارچه رو مي گيري و 2 روزه كت و شلوارمو تحويل ميدي.فردا نيام بگي سوزن شيكست يا برق رفت يا نخ پاره شد... اصلا نمي خواد بدوزي پدر****بده به خودم . 

مردي رفيقش رو بعد از مدتها مي بينه و در مورد كار و بارش سئوال ميكنه.رفيقش بالكنت زبون جواب ميده: والله ما يييك كاكاكارخونه زديم ولي بعد از يكماه آآآتيش گرفت, و ههههمه اش سوخت.بعد رفتيم تو خخخريد بوبوبورس بعد از يه يه يه يه هفهفته ۵ ميليون توتوتومن ضضضرر كردم.مرد به رفيقش ميگه: با اينهمه ضرر خوبه كه سكته نكردي؟رفيقش جواب ميده: پپپس فكككر كردي دارم اااداي عمه ات رو دددر ميارم؟؟؟!!!!

بي بي ها هم روزي ني ني بودند که گذشت زمان موجب جابجايي نقطه هايشان شد.

تركه ميره سلموني، ميگه: جناب اين ريش مارو اصلاح كن. سلمونيه مي‌بينه طرف تركه، ميگه بگذار يكم سر كارش بگذاريم. بهش ميگه: ‌خشك بزنم يا تر؟ تركه ميگه: ‌يعني‌چي، چه فرقي ميكنه؟ ميگه: ببين، اونايي كه وقتي بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمي‌زنند، ولي اونايي كه سابقشون پاكه خشك مي‌زنند. تركه بهش برمي‌خوره،‌ ميگه: يعني چي آقا؟! معلومه كه بايد خشك بزني! يارو هم شروع ميكنه همينجور خشك خشك ريش بدبخت رو تراشيدن. يكم كه ميزنه، تركه دهنش سرويس ميشه، ميگه: وايسا، وايسا! يه چيزايي داره يادم مياد .

ترکه تو w.c غش ميکنه وقتي به هوش مياد ميگه من کيم،اينجا کجاست، کي منو ريده!!!

يه روز يه خانم زبونش ميگيرفته  ميره ميوه فروشي به فروشنده مي گه اقا ببخشيد بي دحمت نيم کيلو لا لنگي بدين...فروشنده هم رو شو مي کنه به شاگردش ميگه اوهوييييي حسني نيم کيلو خيار بده خانم ببره

پيرزنه مي ميره شبه اول قبرش انكرو منكر ميان بالاي سرش ازش مي پرسن امام اولت كيه؟ ميگه  ننه امام خميني!! ميرن شب بعد ميان ازش مي پرسن امام اولت كيه؟  ميگه ننه امام علي... ميگن ننه پس چرا شب اول گفتي امام خميني؟؟!!  ميگه اخه ننه فكر كردم از طرف كميته امداد اومدين!

مامور آتش نشانی را جو می گيره ميره مشعل المپيک و خاموش  می کنه

ترکه دنبال يه جاي پارک بوده  ميگه : اي خدا اگه يه جاي پارک واسم پيدا کني نماز ميخونم . روزه ميگيرم .. يه دفعه يه جاي پارک پيدا ميکنه ميگه : نميخواد خودم پيدا کردم .

نوشته شده توسط امیر حسین در شنبه یازدهم خرداد 1387 |

يک روز، يک پرتغال خودشو مي زنه به ديوار، اون يکي پرتغال مي گه: چرا خود تو مي زني به ديوار؟
مي گه: چون مي خوام پرتغال خوني بشم.

دزدي پول هاي مردي رو مي دزده و فرار مي كنه.
مرده دنبال دزده مي دوه و داد ميزنه: آي دزد.......
يهو دزده مي ايسته و پول ها را به سمت مرده پرت مي كنه و مي گه : بيا نديد بديد !!!

اولي: زودباش قطار ميره
دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه .

يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن!

يه سوسکه مي ره جلوي آينه، ميگه: واي سوسک!!

يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه.

يه اصفهوني موز ميخوره، معدش تعجب ميکنه.

يه روز يه زنه پا شو ميذاره روي سوسک .
بعد سو سکه بلند مي شه و مي گه پهلو انان
نمي ميرند

روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس مي ده.

يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کونوم

يه روز يه مرده مي ره نونوايي ديد صف مردونه شلوغه رفت توصف زنونه ايستاد و گفت : " آقا مادرم گفت يه نون بدين"

يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت مي كرده، مي گه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

عربه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! عربه مي گه : آخه خـَيـلي كلاس داره!

ميزبان از يكي از مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه ديروقته، همسايه‏ها ناراحت مي‌شن. ميزبان گفت: اصلاً مهم نيست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس مي‌كنه

چهارتا آباداني مي خواستند از مرز خارج بشن, تصميم مي گيرند پوست گوسفند بپوشند و قاطي گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه اي كه مي خواستند از مرز خارج بشن, نيروهاي انتظامي فرياد مي زنند: آهاي اون چهارتا آباداني بيان بيرون از گله. آنها با تعجب خارج ميشن و مي‌پرسند شما از كجا فهميدين كه ما آباداني هستيم؟ مامورا مي‌گن: از اونجايي كه گوسفندها عينك ري بن نمي‌زنند.

يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه

يک روز پلنگ صورتي ميره سر خاکه باباش ميگه:بابام،بابام,بابام بابام,بابام

مردي بود که زماني که هوا رعدو برق ميزد سرش و ميکرد بالا مي خنديد
بهش گفتن چرا اين جوري ميکني
گفت:مگه نمي بيني دارن عکس ميندازن

به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم.

به يکي ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با من لجن

به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، مي گه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي

يه روز به يه لاک پشت ميگن دروغ بگو . ميگه دويدمو دويدم

به يکي ميگن:اگه دنيا رو بهت بدن چيکار ميکني؟
گفت:ميفروشمش ميرم اروپا.

گرگه ميره دم در خونه شنگول و منگول ميگه منم منم مادرتون زود باشين در رو باز كنين. شنگول ميگه غلط كردي ما آيفون تصويري داريم

نوشته شده توسط امیر حسین در شنبه یازدهم خرداد 1387 |

يه مار و يه جوجه تيغي با هم ازدواج مي کنن، بچه شون سيم خاردار مي شه.

يه قورباغه قرص انرژي زا مي خوره، کرال پشت مي ره!!!

راننده مي رسه به پليس راه، سروانه مي گه: کارت ماشين، گواهينامه. راننده مي پرسه؟ چي كار
كنم؟ باهاشون جمله بسازم.

يه فارس مي ره مرغ داري، جو مي گيرتش، تخم ميذاره.

يه مرده مياد از جوب بپره ... فيلم حركت آهسته مي شه ... مي افته تو جوب ....

روزي يه غول بي کار مي ره مشهد. مشغول مي شه.

يه فارس، شلوار لي مي پوشه، مي ره توالت،
نمي تونه شلوارشو پايين بکشه، سکته مي کنه.

يه گوسفند با علف ها يه فنر مي خوره،
بعد مي گه : بع بع بَووووووووووووووو

يه بار يه دزد فرار مي کنه، مي ره تو جوب
مي خوابه. پليسا پيداش مي کنن؛ بهشون ميگه: شما حق ندارين منو دستگير کنين؛ اينجا مربوط به نيروي درياييه

يه بار يکي مي ره تو جوب مي خوابه،ازش
مي پرسن؟ چرا تو جوب خوابيدي؟ مي گه:
مي خوام در جريان باشم.

اولي:اگه يه لکه آبي رو ديوار ديدي؟ چيه؟
دومي:يه مورچه که شلوار لي پوشيده!!!

يه روز، دو تا كرم به هم مي خورن، بعد به هم ديگه مي گن: كرم داري؟

يه جوراب راه مي رفته، مي گه: عمرن اگه لنگه مو پيدا کنين!!!

يه روز، يه دختره با يه پسره آشنا ميشه، مي گه: اسمم شكوفه ست. تو خونه بهم ميگن: شكو،
اسم تو چيه؟ پسره مي گه: اسمم كامبيزه ، تو خونه بهم ميگن: كامي، بر و بچه هاي محل هم،
به هم مي گن: چس فيل.

يه روز، يکي مي ره عروسي، جو ميگيرتش،
به عروس شماره تلفن مي ده.

يه روز، ۲ تا مگس با هم ازدواج مي کنن. ماه عسل، مي رن گه خوري.

اگر اديسون برق را اختراع نمي کرد، چي مي شد؟
خوب يکي ديگه اختراع مي کرد.

- نمي دونم چطور از شما تشكر كنم كه تلافي محبت شما باشه؟
-
اين موضوع رو فنيقي ها بااختراعي كه كردند, حل كرده اند.
-
مگه فنيقي ها چي اختراع كردند؟
-
پول!!!!

- تو كه تاجر معتبري هستي اگه روزي بيفتي و بميري ثروتت به كي ميرسه؟
-
خب معلومه به زنم.
-
اگه زن نداشتي چي؟
-
اگه زن نداشتم كه به اين زوديها نميمردم!!!

اصغرآقا دكمه اي پيدا كرد و برد پيش خياط.
-
آقا ميخوام براي اين دكمه يك كت بدوزيد!!!

كچلي پيش آرايشگري رفت و گفت:
-
موهاي من رو فر بزنيد.
آرايشگر: سر شما كچله و نميشه فر كرد.
كچل: اشكالي نداره پس فرقم رو از وسط باز كنيد...
 

آقا يعقوب خرش رو كول كرده بود و از كوه بالا ميرفت, پرسيدند:
چرا خرت را كول كرده اي؟
-
گهي زين به پشت و گهي پشت به زين!!!!

بيوك آقا پدرش دچار سوختگي شد و مجبور شد مغازه رو تعطيل كنه و از پدرش پرستاري كنه.
پشت در مغازه نوشت:
-
به علت پدرسوختگي, مغازه يك هفته تعطيل است!!!!!

بيوك آقا كنار ساحل بطري در بسته اي پيدا كرد و باكنجكاوي خواست ببيند كه داخل آن چيه.
به محض بازكردن در بطري ديوي از آن خارج شد و به بيوك آقا گفت به پاس اينكه من رو آزاد كردي دو تا آرزويت را برآورده ميكنم حالا آرزوي اولت را بگو.
-
به من يك كوكا بده كه هيچوقت تموم نشه.
ديو بلافاصله بهش يك كوكا داد و آرزوي دومش را پرسيد.
بيوك آقا كمي از كوكا رو خورد و گفت:
-
به به چه خوشمزه ست يكي ديگه هم بده!!!

بيوك آقا از روي جوي آب پريد, دوتوماني اش درون آب افتاد.
خم شد و دست توي آب كرد و يك پنج توماني پيدا كرد.
سه تومان انداخت توي آب و پنج توماني رو گذاشت توي جيبش!!!

زلفعلي خان دچار ريزش موي سر شده بود, هربار كه به سلماني مي رفت دستور ميداد گاهي فرق سرش را به طرف راست باز كنند گاهي به سمت چپ.
كم كم موهايش ريخت و فقط يك دانه مو به سرش باقي ماند ولي مردك همچنان به سلماني مي رفت.
بار آخر سلماني از او پرسيد حالا فرقت را از كدام طرف باز كنم؟
مردك بيچاره گفت:
صاف بزن بالا, اين قرتي بازي ها به ما نيامده.

شخصي در اتوبوس بغل دست زن چاقي نشسته بود از او پرسيد:
-
خانم اسم شما چيه؟
-
غنچه.
شما وا بشين چي ميشين؟؟!!

 

 

 (( منتظر جوک های بعدی ما باشید ... ))

نوشته شده توسط امیر حسین در پنجشنبه نهم خرداد 1387 |

يه راننده کاميون به سر پيچ مي رسه، دلا مي شه و برش مي داره.

روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت،
شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.

وقتي گردنت رو ليس مي زنم، وقتي سينه ات رو چنگ مي زنم و وقتي رونت رو گاز مي زنم، اوه
مرغ کنتاکي، فراموشت نمي کنم.

پسته و کشمش با هم کل کل مي کنن، کشمش به پسته مي گه: چرا خشتکت پاره ست؟ پسته:
همين حرف هاي بد رو گفتي که چوب تو ما تحتت
کردن.

اولي : مي دوني يه فيل خاکستري رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه.
اولي: با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش. حالا مي دوني يه فيل قرمز رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه.
اولي: روش خاکستر مي ريزن بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.حالا مي دوني يه فيل سبز رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه
اولي: يه حرف زشت بهش مي زنن، قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري مي شه،
بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش،
مي کشنش. حالا مي دوني يه فيل زرد رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه
اولي: يه پارچ آب مي ريزن زير پاش، سبز مي شه،
بعد يه حرف زشت مي زنن قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري مي شه، بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.
حالا مي دوني يه فيل آبي رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه. اولي: مي زارنش جلوي آفتاب زرد
مي شه، بعد يه پارچ آب مي ريزن زير پاش، سبز مي شه، بعد يه حرف زشت بهش مي زنن، قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري
مي شه، بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.حالا ميدوني يه ...

يه جوجه مي ره پارتي، وقتي برمي گرده، مي گه: جيکس، جيکس!!!

دو تا دوست با هم مي رن ماشين سواري، تصادف مي کنن. اولي به دومي: ديوونه! ديوونه! اين چه طرز رانندگي يه؟ مامور راهنمايي و رانندگي
مي آد و مي گه : شما که شهر رو به هم ريختين،
ديگه چي ميخواين؟ بعد، راننده مصدوم رو
مي برنش بيمارستان، مادرش در بيمارستان
مي آد و مي گه : تو عزيز دلمي! تو عزيز دلمي!!!

يه ايروني، يه آلماني، يه اسپانيايي و يه ترکيه اي
سوار هواپيما بودن که زير هواپيما درمي ره، همه، حتي خلبان، از ميله بالاي هواپيما آويزون مي شن، خلبان مي گه: يکي از شماها بايد از هواپيما بپره بيرون، ايروني يه مي گه: من مي پرم به يه
شرط: همه تون برام کف بزنين، همه براش کف مي زنن و سقوط مي کنن!!!

فارسه مي خواست گردو بشکنه، گردو رو ميذاره زير پاش، بعد با چکش مي زنه تو سر خودش!!!

يه روز به خره مي گن: گوش هات چه قدر درازه،
خره مي گه: آخه هر خوشگلي يک عيبي داره!

يه مارمولک ميره مشهدوميشه مشمولک
بزرگ ميشه ميشه مشمول ميبرندش سربازي

تركه مي ميره جوكها تموم ميشن!!!

يه خرگوشه مي ره داروخونه مي گه: آقا هزار تا ميخ دارين؟ داروخونه چي مي گه: نه. خرگوشه هي هر روز مي آد و همون سوال را تکرار مي کنه.
داروخونه چي فکر مي کنه، هزار تا ميخ مي خرم و به هش ميدم، هم راحت مي شم و هم درآمدي داره، مي ره و اين کار را مي کنه. خرگوشه دوباره مي اد مي گه: آقا هزار تا ميخ دارين؟ داروخونه چي مي گه: بله. خرگوشه مي گه: اوه چه قدر ميخ !!!

يارو ميره زن بگيره بهش ميگن بالاي مجلس بشين و حرفاي گنده بزن
اونم ميره روي طاقچه ميشينه ميگه: فيل دايناسور آسمانخراش کاميون....
 

يارو سرش ميخوره به ميله... ... ميله هه باد ميکنه

به غضنفر مي گن: چرا ترک شدي؟ مي گه از دزدي که بهتره.
غضنفر مي ره استاديوم، جو مي‌گيردش با همه دست ميده.

يه روز يه مار با يک زرافه ازدواج ميکنند بچشون غوربآغه میشه چرآ؟
چون بچه دآر نمیشدن از پرورشگاه بچه آوردند

يک روز يک آفتاب پرست ميره روي يک جعبه مدادرنگي هنگ مي کنه 

يه روز تو چين، دو تا چيني مي خورن به هم و مي شکنن. 

يه روز يه مَرده مي ره ساندويچ فروشي، مي گه: آقا يه ساندويچ همبرگر بدين ولي گوجه نذارين.

ساندويج فروشي يه مي گه: ببخشيد آقا ما که گوجه نداريم، مي خواين خيارشور نذارم!!!

يه روز، يه مگسه با بچش مي ره مي شينه روي سر يه آدم کچل. بچه مگسه به مامانش مي گه: مامان من تشنمه آب مي خوام . مادرش مي گه: آخه بچه جون من توي اين بيابون بي آب و علف، آب از کجا بيارم؟!!! 

عروسه مي ره گل بچينه، شهرداري مي گيرتش.

يه بار يه سوسکه مي خواسته خودکشي کنه مره مي خوابه بغل دمپايي

يه روز يه فارسه به يه تركه مي گه شنيدم تركا به خر مي گن داداش . تركه مي گه آره داداش .

يه روز يه هزار پا از يه مورچه تقاضاي ازدواج مي كنه مورچه جواب منفي بهش مي ده هزارپا مي گه آخه چرا مگه من چه عيبي دارم مورچه نگاهي به پاهاي هزارپا مي اندازه و با فيس و افاده مي گه والله من حوصله اينهمه جوراب شستن رو ندارم. 

سوسكه با دوستش توى بيمارستان ملاقات كرد ، دوستش گفت خدا بد نده اينجا چه كار ميكنيد ، گفت نه چيزى مهمى نيست مادرمو با لنگه كفش زدنند .

دو مرد سياه در موقع دعوا كردن دست به كمر وهمديكر را زمين زدن يكدفه بوى سوختن تاير ماشين بلند شد .

اصفهونيه پيتزا مي خوره، معده ش تعجب مي کنه.

برا مرغه چند تا مهمون مي یاد. مي بينن يه عکس تخم مرغ رو ديواره. مي گن: اين عکس چيه؟
مرغه مي گه: عکس بچگيامه.

يه روز، مامان و باباي يه جوجه کاکلي زرد توپلي از هم طلاق مي گيرند. جوجه كاكلي زرد توپلي
مي ره وسط حياط مي شينه، مي زنه تو سرش و مي گه: پيشي پيشي بيا منو بخور.
  

نوشته شده توسط امیر حسین در پنجشنبه نهم خرداد 1387 |

يروز غزنفر تف ميكنه تو جوب دنبالش ميكنه تا لگدش كنه!

از يه سياهه ميپرسن بدنت رو با چي ميشوري؟ ميگه با مشكين تاژ.

تركه ميخواسته خودكشي كنه با يه ظرف غذا ميره روي ريل ميخوابه. بهش ميگن تو اگه ميخواي خودكشي كني ديگه واسه چي غذا میبری؟ ميگه اومديم و قطار يه هفته ديگه اومد.

به يه تركه ميگن تلخ ترين خاطره اي كه داري چيه؟ ميگه وقتي داشتيم جنازه  يه بچه بمي رو خاك ميكرديم همش ميگفت عمو جان به خدا من زنده ام .

ترکه با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم .

تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميذاره: پسفطرت .

تركه صبح از خواب بلند ميشه ميبينه هوا خيلي خوبه. زنگ ميزنه هواشناسي تشكر مي كنه .

تركه دونده بوده دوپينگ ميكنه بعد واسه اينكه كسي نفهمه خودشو آخر ميكنه .

يه روز يه نفرمي خواد دستش رو با مايع ظرفشويي بشوره مي بينه روش نوشته لطفا از دستكش استفاده شود. مي ره دستكش مي پوشه بعد دستش رو مي شوره.

غضنفر ميميره عكس نداشتن سر خاكش بزارن تا گردن خاكش ميكنن .

غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم .

يه روز غضنفر سوار يه اتوبوس 2 طبقه ميشه ميره داخل اتوبوس طبقه اول جا نيست ميره طبقه بالا ميشينه. اتوبوس که راه میفته يه هو خودشو پرت ميكنه پايين. تو خیابان ازش میپرسند چرا خودتو پرت كردي ميگه اتوبوس راننده نداشت .

غضنفر از تهران بر ميگرده پيش همشهرياش ميگه: رفته بودم تهران منو خيلي تحويل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و ميخنديدند. تازه اين که چيزي نيست اسم يه گل هم روم گذاشته بودند. همشرياش ميگن چه گلي؟ ميگه اسگل .

به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی؟ میگه 25 ساعت. میگن مگه میشه؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.

غضنفر تو سينما وسط نشسته بوده، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه به بغل دستيش ميگه:  آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار .

به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟ میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم .

رشتیه میره به دوستاش می گه یه زن گرفتم سفیده، توپوله، خوشگله، کوفتتون بشه.

تركه برف پاكن ماشينش رو ميزنه، هيپنوتيزم ميشه.

 (( منتظر جوک های بعدی ما باشید ... ))

نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 |